تبليغاتX
مسیر

قالب پرشین بلاگ


مسیر
"اگر پدر و مادرتان مردند ناراحت که نباید شوید هیچ از خدا هم باید تشکر کنید چون او ..."      (یادم نبود بچه ۸ ساله تفکر انتزاعی دارد ؟؟؟)

" این گنجشک ها که صبح ها جیک جیک می کنند لعن خلیفه ... می کنند ..."      (و هر آن چه در آسمان ها و زمین است به تسبیح او مشغولند)

"اگر چادر ایرانی [منظور مدل های آستین دار و ... چادر است ] بپوشید از نمره انضباط شما کم می شود. و یاد نمی گیرید بتوانید زیبا رو بگیرید"                                                          (تعجب خود خدا هم از تکالیفی که این ها بر بنده های کوچکش واجب کرده اند، عجیب نیست) 

این ها بخشی از فرمایشات خانم ح معلم دینی دوم دبستان غیر انتفاعی و معروف X است. از ان مدارسی که هر سال صدها خانواده هرکاری می کنند (دقیقا هرکاری) تا دخترانشان در آزمون ورودی اش برنده (؟!) شوند. این مشتی است نمونه خروار خروار آموزش مذهبی و تربیت دینی ما. همه ی افلا تتفکرون ها و افلا تعقلون ها و امثالهم قران به باد رفته با این نوع آموزش.

دلم برای مادر پدرهایی که با صدها امید و ارزوی درست و غلط مذهبی، بچه هایشان را به دست این تفکر پس رونده و روبه انحطاط افراطی دینی (فحش کامل تری باید داد. نقدا این باشد) می سپارند، خیلی می سوزد. ولی بیشتر دلم به حال این نسل قربانی می سوزد. نسلی که پدر و مادر تحصیل کرده اش فرصت رسیدگی به تربیت دینی او را ندارد. نسلی که بافت مدارس دولتی هراس بودن در محیط فساد و انحطاط اخلاقی را برای خانواده به همراه دارد (حتی در سطح ابتدایی)و برای فرار از این هراس خود را در دام دین زدگی (در صورت مقابله و تعارض فرزند با مدرسه) یا افراط و جهل اعتقادی (درفرض همراهی و همسویی با آن) گرفتار می کند.

[شنیده ام وضع مدارس پسرانه (مذهبی) بهتر است. حداقل اعتدال را رعایت می کنند. کاش این طور باشد. حداقل می توان به سلامت نیمی از نسل پرورش یافته در مدارس مذهبی چشم امید دوخت.]

[ چهارشنبه 1388/02/02 ] [ 17:50 ] [ ]
درباره وبلاگ

گفتی: مسیرها به سویم؛ بعدد انفسکم.
مولودِ مسیرهای گذشته ام و مادر ِ مسیرهای آینده.
پس:
هدایتمان کن به مسیر مستقیمت، ای نور ...
امکانات