نارنگی و پرتقال ترش :

1. آب گیری برای :

1.       غذا: معمولا گوشت سفید با مرکبات ترش خوش طعم/عطر می شود (مرغ، ماهی).  

 زمان اضافه کردن به غذا مهم است و این که بدون هسته باشد که غذا را تلخ نکند. تجربه شخصیم این که دم آخر که آب غذا تمام شده اضافه شود تا فقط چند دقیقه ای بجوشد و آب مرکبات به خورد غذا برود.

2.       سس :(به شرط بدغذا نبودن اعضای خانواده): سس سالاد، سس الویه، سس قرمز کنار غذا، سس اسنک، ... چه با سس سفید/قرمز چه بدون آن! (ما بدون اقسام کارخانه ای استفاده می کنیم).   

3. آب گیری با عسل. شکر را سم سفید می گویند که تا می شود حذر باید!

2. در ناچاری برای خورش قیمه و بادنجان و بامیه یا لوبیا پلوهم استفاده کردم و کسی هم متوجه نشده. قاعدتا برای خوراک قابل استفاده باشه.

3. شمال از آب نارنج، رب درست می کنند که عالیست اما آزمایش نکردم ببینم با مرکبات ترش که مقدارش زیاده و باید طولانی مدت استفاده شود، هم ممکن است یا نه.

4. خشک کردن برای پذیرایی مهمانان بخصوص نوروز: اتاق تاریک روی شوفاژ یا بخاری در حالت پیلوت. بهترین حالت از وسط بریدن یا حلقه است که روی توری (پارچه های پرده ای قدیمی) قرار بگیرد، نشد سبد، نشد سینی غیر استیل، بشقاب، مهم آن است که ترکیب آب مرکبات با ظرفی که حرارت دیده تولید ماده ی مضر نکند. پنکه هم هست که برای وقتی که کلی چیز برای خشک کردن واجب داشته باشید در یک اتاق منطقی می شود.

5. کمپوت: برای خانواده هایی که به کمپوت علاقمندند. مادرم کمپوت پرتقال درست می کنند که خیلی مشتری دارد. معمولشان اینست که شکر و میوه و آب را می ریزند توی قابلمه و می جوشانند تا میوه از خامی خارج شود. اگر کسی مشتری باشد باید مدت زمان پخت را بپرسم. پرتقال را درسته پوست بکنید مثل سیب. برش های پرتقال را مثل برش های آناناس دایره ای بزنید. حلقه حلقه . 

انار ترش را دانه کنید برای:  

1. آبگیری و مخلوط با شکر یا نمک و یخ . بعضی ها با کمی از دانه های انار می جوشانند و با نمک نگهداری می کنند. همین آب انارهای مغازه ها. 

2. آب گیری برای پختن مرغ: معرکه است. یک طعم بی نظیر و وصف ناپذیر است. برادرم مرغ را سرخ می کند و در آب انار با ادویه و مخلفات سبزیجاتی کامل که قبلا تفت داده شده، می پزد! حوصله داشته باشد، مرغ را شکم پر می کند با سبزیجات و می گذارد توی فر. داخل ظرفش آب انار می ریزد، مدتی که گذشت؛ مرغ را داخل ظرف ِ فر آن رو می کند و دوباره آب انار می ریزد تا طرف دیگر هم طعم بگیرد.  

بخشی از آب انار را هم برای سس نگه می دارد که با رب گوجه ی سرخ شده در روغن، و سبزیجاتی مثل، جعفری ریحان، پیازچه، قارچ و ادویه مخصوص درست می کند. 

همین کار را برای خورش بادنجان هم می شود.  

شاید آبش را بتوان در بطری آب معدنی/نوشابه فریز و به مرور استفاده کرد.

3. با میوه های خشکی مثل انواع آلو، آلبالو و ذغال اخته و ... بپزید، تبدیل می شود به نوعی آلوچه ازین ها که درکه و فرحزاد خداد تومان آلوده  و فسقل مثقالش را می فروشند به خلق الله! آخر سر می توانید زرشک هم اضافه کنید یک قل بزند. 

(هم با دانه ی انار و هم آب انار هردو می شود) 

4. داخل کمپوت مخلوط یا فقط انار بریزید (این هم خیلی مشتری داشته) و برای اناری که مقدارش بیش از حد خوردن است و در یخچال نمی توان نگه داشت؛ مناسب است

این لینک شربت پرتقال که خیلی ساده بود و با تشکر از محبوب حبیب عزیز این هم لینک خوب ایشان


برچسب‌ها: با میوه های بدردنخور تره بار چه کنیم
+ نوشته شده در  جمعه 1393/08/30ساعت 15:44  توسط   | 

 

خوشا سجده کنندگان؛ خوشا عبادت کنندگان؛

که شمایید سرور و زینتشان!  

دیشب آقای قاسمیان حدود ساعت 10 در برنامه ی "انسان 250 ساله" شبکه ی 5 گفت و گوی تاریخی خیلی خوبی درباره ی مقطع زندگی حضرت سید الساجدین علیه السلام داشتند.
معمولا سایت شبکه های صدا و سیما و نیز سایت تلوبیون امکان دانلود برنامه را دارد.

دیروز کسی از ترجمه فارسی کتاب الاشارات شیخ مفید می گفت. برای علاقمندان به تاریخ اسلام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/28ساعت 9:52  توسط   | 

به نظرتون با یک بسته "به" سبزِ کرم خورده ی ریزِ تره باری چه می شود کرد؟  

خورش که مربوط به خانه ی مادربزرگ هاست و بعید بدانم به طبع جوان ترها بخورد. خودم لب نمی زنم!

بعضی می گویند، مربا، خیلی هم عالی! فوت کوزه گری اش برای خوش رنگ شدن دم گذاشتن 1 ساعته در دیگ مسی با دانه های هل. داروی ناراحتی معده ی ضعیف به تجویز پزشکان متخصص طب سنتی دانشگاه تهران؛ یک قاشق از مربایش بعد غذا!

اما پوست گرفتن و درشت رنده کردن، روی پارچه ی توری و شوفاژ / بخاری خشک کردن، و تفت دادن بدون روغن با هم زدن مدام تا رنگ قهوه ای؛ یک "به چای" خوش رنگ و عطر!  (انتخاب خودم ولی بعد دو هفته هنوز کامل تفت ندادم)

حال کارهای سخت را ندارید؛ توی یک شیشه دردار، سرکه خانگی بریزید، قطعات نگینی به را که روی پارچه نخی نیم/یک روزی آبش گرفته شده، بریزید. به مرور بقیه اقلام ترشی خانگی را اضافه می کنید، پاییز است و تره بار نگران نباشید.  (قبلا تست کردم بی خطره کاملا!) 

کرمانی ها یک آب گوشت محلی دارند مخصوص نذری ایام محرم هم هست، شبیه دیزی های ما ولی به هم می ریزند و سبزی خشک معطر. (بنده هیچ توصیه نمی کنم به بزرگوارانی که مثل خودم با به پخته مشکل دارند!) 

یک موجودی هم هست، به نام  خوراک ِبه آلو ترکیب به و هویج و آلو و مرغ و سیب زمینی و پیاز حلقه شده؛ فاجعه ای است که امتحانش هم نکرده ام و به فضل خدا نخواهم کرد. برای شیفتگان انواع خوراک های راحت!


برچسب‌ها: با میوه های بدردنخور تره بار چه کنیم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/08/27ساعت 3:35  توسط   | 

چندی پیش دوست عزیزی از کدر شدن گفت؛ که شنیدن بعضی حرف ها کدر می کند؛ ذهن را, روح را ...

آخر شب افتاده ام از پای جسم و جان. 

 گفتم: کدر می کند، حرف هایی. گفت: هرچه جز ذکر خدا! 

دیدم: چه زندگی ای ساخته ام که از در و دیوارش همه چیز می بارد، جز ذکر خدا.  


 

اولش برای خودم نوشتم که یادم بماند. سختی دست و پازدن های بی روزی ام را! 

بعد حیفم آمد ننویسم برای نو عروس و دامادها، نومادر و پدرها، ... 

اگر فکر کنیم می شود از بعدِ نو شدن، نو شد؛ سخت در اشتباهیم. بعدِ نو شدن، همانیم که بودیم، همانی که هستیم. نوعروسی که برای روزهای امانت داری اش نقشه می کشد یقین بداند، رزق معنویِ بعدترها، همین حالا وسط اعمال درست و غلط شب و روزش تقسیم می شود.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/08/27ساعت 0:59  توسط   | 

دارم یک مطلب تهیه می کنم درباره وضعیت بچه کوچولوهای هیئت. نگهداری و سرگرم کردن آن ها با حضورشان در سینه زنی و در کنار مادر. 

یک پیشنهادم این است که خانواده هایی که اسباب بازی های کودکشان سرریز کرده و کلافه شده اند از بس پازل و خانه سازی و مداد رنگی های مارک به مارک اضافی را جمع و جور کردند و دنبال گوشه ی جا توی انباری و کمد دیواری یا زیرزمین خانه ی مادر و مادر همسر می گردند، یکی دو تا بسته ی جذاب درست کنند و اسباب بازی را هدیه کنند به هیئت محله یا ... وقف کودکان عزادار آقا.  

نخواستید هدیه کنید، امانت ببرید تا آخر مراسم دهه دوم حتا.   

چند پیشنهاد دیگر هم بود که پس از تکمیل و نشر می گذارم اینجا ان شاالله.


برچسب‌ها: با اسباب بازی ها و وسایل سرگرمی اضافی چه کنیم
+ نوشته شده در  شنبه 1393/08/17ساعت 22:40  توسط   | 

اینجا، شب عاشورا، ظهر عاشورا و شام غریبان، سید بزرگوار در حد یک دقیقه از شهدای کربلا نام برده و نشانی مختصری داده. اول فکر کردم درین حد شنیدن ازشان چه بهره ای می تواند داشته باشد، اما یک مرورِ بسیار ارزشمند و موثر بود.

شنیدن بعضی هایشان امید را زنده می کند، مثلا دو برادری که از خوارج بودند و در مقابل امام علی علیه السلام تمام قد ایستادند ولی با یکی از آخرین یاری طلبی های سیدالشهدا علیه السلام، در آخرین دقایق قبل از شهادت امام از لشکر عمر سعد جدا می شوند (فایل ظهر عاشورا)!    

نوع روایت کردن آقای بهشتی از این یاران شنیدنی ترش کرده است. روایت برمبنای زمان شهادت است. از ابتدای صبح تا بعد از شهادت امام.

هیئت یا حسین (علیه السلام)، از آن هیئت های کوچک و باصفای اهالی جبهه است. بچه مذهبی های نارمک. سخنران، آقای بهشتی، معاون آقای قرائتی است. مطالب فیش برداری شده و مستند و به شدت کاربردی است. سال های قبل هم موضوعاتشان خاص و بسیار مفید بود *.  خدا حفظشان کند. مداحی آقای آل حسینی یک سوز خاصی دارد. سر ساعت، نظم، شور سینه زنی، شعرهای خوب و  چای استکانی داغ (: از دیگر ویژگی های خوب هیئت است. 

 نوحه های شب تاسوعای هیئت شنیدنی است.  

دو شب از مراسم هیئت مانده که می توانید در پخش زنده مراسم محرم، فردا و پس فردا شب (شب آخر) بشنوید. 

 * درباره ی نقش همسران در نیکی رساندن به والدین مطلبی گفته بودند و بنده اثرش را در همسر محترم به شدت دیدم (: 

** قدیم، پیش از ظهر عاشورا، دسته سینه زنی فقط آقایان {به به} با چند پرچم ساده سرخ "یا حسین" سینه زنان تا مرکز نگهداری جانبازان (کنار پارک فدک) که هم رزمانشان بودند می رفتند، وقت اذان هم برمی گشتند هیئت برای نماز!

بعدا نوشت با سپاس ویژه از سارای عزیز و زینب عزیز: بچه های موسسه شمس الشموس یک کار قشنگی کردند، مجموعه پوسترهای معرفی اصحاب کربلا را با عنوان "پروانگان عشق"، با نصف قیمت تمام شده در یک بسته کیف مانند تهیه کرده اند. به شدت پیشنهاد می کنم به کسانی که استطاعت مالی دارند، بخرند و هدیه کنند به هیئت ها و مساجد.  

برای خانه خودتان هم بخرید و این ایام نصب کنید دورتادور خانه. خیلی خوب یاد آدم می اندازد که می تواند به چه فوزی برسد.   

که هنوز هم این فوز را می توان برای همراهی ولیِ منتظر متصور شد. حر که خیلی خوب تر  بود از خوارج. یعنی قصه ی آن دو برادر از خوارج روبه روی مولا امیرالمونین شوق و امیدی در دلم زنده کرده اند به لطف خدا و برکت امام!   

به قول آقای فاطمی نیا روح های بزرگ پس از مرگ دستشان بازتر است. می شود ازشان مدد گرفت؛ حالا روح های این باوفاترین یاران و شهدا که در برترین جایگاهند، می شود نصب کرد توی خانه و اهل خانواده را سپرد به برکتشان!

قیمت تمام شده صد هزار تومان است، قیمت فروش 50 هزار تومان.

آدرس سایت موسسه:  http://shsh.ir/ 

لینک مربوط به مراکز پخش محصولات در سراسر کشور  

موسسه حوالی متروی شهید بهشتی تهران است و روزهای 1شنبه برای عموم آزاد. شاید با مراجعه بتوانید حضوری بخرید.  

در ادامه مطلب محتوای لینک آخر، را برای کسانی که محدودیت شدید زمانی دارند، آوردم. اما برای رعایت قوانین و حقوق سایت حتما به خود سایت مراجعه فرمایید.


برچسب‌ها: معرفی هیئت حسینی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/14ساعت 1:51  توسط   | 

بر بلندای نی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/14ساعت 1:12  توسط   | 

قطره های خونی بود، که وقتی به آسمان پاشیده شد، به زمین برنگشت ... 

 إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ

  

* مصحف شریف، سوره مبارکه فاطر، آیه 10


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/14ساعت 1:10  توسط   | 

مادری بود، فاطمه نام؛

مادر پسران.

پرسیده بود "از کربلا چه خبر؟ "

مخاطب، خبر شهادت پسرانش را گفته بود.

جواب داده بود پسرانم و هرچه زیر این آسمان است فدای حسین *، شاهرگ های قلبم را آتش زدی، از حسین * چه خبر؟


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/08/12ساعت 18:8  توسط   | 

یک خیمه ای بود که وقتی عمودش را آقا پایین آورد،

دل بچه ها از همه بیشتر لرزیده بود!


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/08/12ساعت 18:6  توسط   | 

برادری بود که ملامت شده بود،

بس که قسم خورده بود به دست نکشیدن از برادر!


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/08/12ساعت 18:5  توسط   | 

فقط یک امان نامه بود 

که وقتی دست مخاطبش رسید 

آن همه بی تابی آورده بود!


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/08/11ساعت 17:26  توسط   | 

یک مادری بود که بعد از حادثه تا آخر عمر به سایه نرفته بود.

 

 عنوان: از بهار نارنج


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/08/11ساعت 17:3  توسط   | 

یک گاهواره ای بود،  

بی شیرخواره! 

 

 عنوان: از بهار نارنج


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/08/11ساعت 17:0  توسط   | 

رفته ام بانک، آقای پشت باجه کلافه است، مدام غر می زند و از آن همه کاری که نیم ساعت آخر کاری روی دوشش افتاده شکایت می کند. ریحانه روی صندلی چرخانِ روبه روی باجه وول می خورد تا کلافگی اش را برطرف کند، وقت نهار گذشته و گرسنه است!

منتظر دریافت مدرکیم هر سه. آقای کلافه از سوراخ های بالای نیم دایره به ریحانه می گوید اسمت چیه خانوم کوچولو؟ چند سالته؟

"مامان خودت بدو سه سالمه"

بعد دو تا شکلات در می آورد از نیم دایره و تعارفش می کند، می گوید دختر منم همین سن هاست، آقای کلافه لحنش عوض شده و سوال های بی پاسخش را از دختر می پرسد.

دختر صندلی را نمی چرخاند و در سکوت نگاه می کند، برانداز می کند، لابد توی دلش می گوید "آقای دریبه ی مهلبونه"

 

یعنی در کربلا غروب، در  کوفه، در شام، یک نفر آقای غریبه نبود که یادِ دخترِ کوچک خودش بیفتد؟

 

 

مرا ببخشید که کامنت های این یازده روزها بی پاسخ  می ماند، الا سلام ها.


برچسب‌ها: ذکر, نازدانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/07ساعت 9:46  توسط   | 

از آن نقل هایی است که هزار بارش هم مثل اول بار می تواند آتشی به جان زند!

شاعری بیاید و بنویسد مصرعی که "آقا در عاشورا به صاحب لوایش پناه برد"، بترسد و قلم بگذارد.

خواب ببیند که امام علیه السلام  تایید کنند و شاید مصرعی هم بیفزایند!

خوشا شاعری چون او!

 

محض تنها خوری نکردن: در ادامه  فقط بخش هایی از سخنرانی دیشب آقای فاطمی نیا آمده. فرصت نیست که پیاده شده صوت باشد یا برداشت از دست نویس به اتکای حافظه بوده و سعی کردم مفاهیم سرجای خود باشد.

 

شب اول : "این بحثی است که اولین بار است مطرح می کنم. محبت را در نظر بگیرید که دوگونه ی "محبت الله" است و " محبت ماسوی الله".

محبت نیازمند مشابهت و مشاکلت است. پس این آدم هایی که ما می بینیم همه ی سال باری به هرجهت طی می کنند و حتا عمل به واجبات ندارند، بعد محرم که می شود می روند زیر خیمه چه تکلیفی دارند؟

محبت اساس هدایت است؛ محبت عامه داریم و هدایت عامه، محبت خاصه و هدایت خاصه.

عامه را مجانی به همه می دهند، که باید شکرگزار بود. ولی برای افزودنش تلاش  لازم است. "عمل به وظیفه می خواهد" *.

بعضی می گویند برای رفع غضب چه دعایی بکنیم؟ برای رفع غضب باید خود فرد بنشیند با خود خلوت کند، کنار بگذارد. اگر دعای مخصوص داشت که این همه علمای اخلاق و آقای قاضی ها کارشان بی معنی بود.

 دعای عامه می توانید بکنید ولی عمل به وظیفه نیاز دارد. از امشب رفتید منزل داد زدن را تعطیل کنید.

...

از طرفی خدا به آن عظمت را چطور می شود از مشابهت و مشاکلت استفاده کرد برای محبت؟ حدیث معصوم علیه السلام آمده : متخلق شوید به صفات خدا.

خدا ستّار است اگر خواستند جایی از عیب کسی پرده بردارند نگذارید، مانع شوید. اگر نشد مجلس را ترک کنید. چیزی گیرتان می آید کم نظیر.

خدا مهربان است. مهربان باشید. متخلق شده اید به اخلاق خدا!"

 

 

* این را چندین بار به انحای مختلف تکرار کردند.

روضه هم ااز همین نقل بالا شروع شد، فرمودند: "روز اول باید از دو کس گفت: باب الحسین حضرت قمر بنی هاشم و جناب مسلم ابن عقیل! "

اصلا می دانید آقا، این ده روز پرشور نگرانی اش کمتر است، تا صاحب لوای شما هست، دل های ما حتا آرام ترست،

من اما همه ی این روزها تصویر نازدانه های سراسیمه ی شام یازدهم را مرور می کنم!

پ.ن. مثلا می شود شبیه عباس، سقای آب و ادب شد؟!

 

 

 کامنت های این یازده روز، پاسخ ندارند، الا به سلام ها!


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/08/05ساعت 9:15  توسط   | 

خیلی سال قبل حاج آقا گفته بود: اصلا من آقا امام زمان  را خیلی دوست دارم بخاطر عشقشان به آقا امام حسین، از وقتی فهمیدم هر صبح و شام به مصیبت جدشان خون می گریند!

سعی می کردم، نمی فهمیدم، نمی فهمم.

بنفسی انت!

ای ولی ِ ناشناس، ای امام غریبِ منتظر، کی تمام می شود استغفارها بابت ولی ناشناسی هایم!؟

پرده ی دیشب که کشیده شد، "الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین" خواندن سمت قبله داشت برای قلبتان *و  عزاداری‌اش! این شب ها هر شبش، صدقه دارد!

 

علامه امینی شب عاشورا مدام برای حضرتشان صدقه می گذاشتند و می گفتند: امشب قلب حضرت در فشار است.

عنوان را وام گرفته ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/08/04ساعت 10:56  توسط   | 

 

نویی سالی که به ماه باشد را نمی شود تبریک گفت؛ که ماه هاشمیان را ... !


برچسب‌ها: ذکر
+ نوشته شده در  شنبه 1393/08/03ساعت 12:55  توسط   | 

بخشی از کامنت خصوصی یک خواهر خیلی عزیز:

...
"ازصحبتهای استاد در محرم پارسال
با این فکر هرجایی و تشتت... وقتی میای هیئت امام حسین(ع) فکرتو خالی کن بیا. کفشاتو که داری درمیاری بذار تو کفشات. وگرنه چیزی نمیگیری. حتی توی روضه ای که فقط دو نفر نشستن ها.

جایی که اسم حسین (ع) میاد خدا تمام قد خودشو عرضه می کنه و این احتیاج داره فکر تو گنجایش داشته باشه. تمامم پرده ها تو مجلس حسین (ع)کنار میره
وقتی وارد فضایی شدی که مشکی حسینه همه غمهارو بذار کنار. چیزی دیده نمیشه در کنار غم حسین(ع).

 غم عشق امد و غمهای دگر پاک ببرد.

همزمان با مصیبت حسین هیچ مصیبت دیگه ای رنگ نداره.

با رنگ و پویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد


البته توضیح دادند که نمیگیم دعا نکنیدا "

 

 

پ.ن. با اجازه دوستان کامنت های این یازده روز، پاسخ نداشته باشند، الا به سلام ها!


برچسب‌ها: مجلس ذکر, آداب
+ نوشته شده در  شنبه 1393/08/03ساعت 7:31  توسط   | 

بسم الله

تعدادی از دوستان، قصد تاسیس مدرسه‌ای دخترانه با رویکرد اسلامی دارند. قرار است دو دوره آموزشی برای متقاضیان کار در مدرسه، برگزار شود و در نهایت، تعدادی از شرکت کنندگان برای کادر آموزشی، پرورشی و اجرایی/اداری مدرسه انتخاب شوند. چنان چه مایل به شرکت در دوره ها و متقاضی کار هستید، از شنبه با شماره زیر تماس بگیرید.

مدرسه در یکی از مناطق غرب تهران دایر خواهد شد.

 

تماس با روابط عمومی: ۰۹۳۳۷۰۰۱۷۱۶

 


برچسب‌ها: آگهی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/08/01ساعت 0:23  توسط   |