|
مسیر | ||
|
سال هاست که روز زن یا مادر هدیه ای نگرفتم، یعنی هرگز طی این ۱۷ سال و نه تبریک زبانی و ...
داشتیم عادت می کردیم به واقعیات زندگی و پذیرش آن با لبخند! (روی واژه آخر تاکید وجد دارد) ولی از آن جا که آقای خانه علاقه ی خاصی به سورپریز کردن دارند: چهارشنبه یک ساعتی مانده به آمدنشان ، ریحانه را آوردم توی حیاط چرخی بزند که چشممان در ورودی آسانسور به جمالشان روشن شد! همراهی کردند برای گرداندن ریحانه در حیاط و یکی دو دقیقه بعد: - "خواستم برات گل بگیرم دیدم خودت گلی خواستم هدیه ای بگیرم دیدم هیچ چیز در شان و ارزش ت نمی تونم پیدا کنم {مکث دو ثانیه ای} جز خودم برای همین زودتر آمدم ... {مکث کوتاه} همچین نفست داشت باد می شد باد می شد یهو ... ها ها ها {با تانک از رو آدم رد بشن اینجوری ازش تقدیر نشه!!! نظرتون چیه!} به نظرم مدت ها وقت گذاشته بودند جنابشان تا این سناریو را بچینند!
این دو پیامک دلنشین هم تقدیم می گردد با احترام و شاخ گلی؛ حضور بانوان اینجایی: "زن های خوب همانند گل های قالی اند، نه انتظار باران دارند و نه دلهره چیده شدن؛ گرانقدرند و ماندگار! " و حضور دوستان مدرس و معلم: "صدها بهشت و هزاران اردیبهشت در انتظارتان! " ----------------------------- پ.ن با مخاطب خاص: تشکر ویژه از مریم روستای عزیز و زینب همیشه خندان و فاطمه سادات [ شنبه 1392/02/14 ] [ 3:12 ] [ ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||